تبليغاتX
varcoly1
سلام

خوب هستين در سلامتي يه كامل به سر ميبرين.هُ؟

خوشحالم.... به اندازه ی یه دنیا.... دنیای شما چقدر بزرگه؟ دنیای من به اندازه ی دلم نیست .... یعنی خیلی بزرگتره ولی اگه بخوای میتونی راحت لمسش کنی. من لمسش کردم.

امروز رفتم اول وبلاگم... اون شعر اولم رو که در کمتر از ۱۰ دقیقه گفته بودم رو دوباره خوندنم.

آمده ام تا بمانم     تا بگویم تا بخوانم          تاببینم گر توانم         سوی تو راهی گشایم

و بقیش....

چندین آپ خودم رو خوندم... بعضیاش به دلم نشست.... خوب هم بشست..... وادارم کرد بیام و دباره آپ کنم.

من امسال سرما نخوردم.... یک دونه قرص سرما خوردگی و دارو و... مصرف نکردم.... چون چندتا کار کردم.

۱. چایی به افسانه ها پیوست.     ۲. سرخ کردنی ها خاطره شدند      ۳. شرینی جات به تاریخ پیوستند

نتیجه => سرما نخوردم..... شادابی ی روز افزونی دارم..... به دنیا راحت تر لبخند میزنم.... اززندگیم بیشتر از شما ها لذت میبرم.

راستی ما دانشجیما..... دانشگاه خبری نیست.... درس نمیخونم.... کلا درس نمیخونم.... تاحالا رو هم رفته از اول مهر  به اندازه ی زمانی که تو راه دانشگاه هستم تو خونه درس نخوندم. عجیبه؟ چرا؟!! فیزیک خیلی سخته... هر کسی خیلی رو یه جوری معنی میکنه... این ازاون نوعی یه که ترجمه ی انگلیسیش میشه : .... too hard to يعني بيش تر از حد توان براي.... يعني داداش فيزيك كاربردي خوندن كار من نيست. سالديگه ميخوام دوباره كنكور بدم و برم رشته ي مترجمي زبان. خوبه؟ چيه تعجب كردي... فاصله ي اين دو زياده ؟.... آره هست ولي به همون نسبت هم آسون تره. پس ميريم زبان.

توصيه اي جدي: راديو جوان موج ۸۸.۱ اف.ام صبح جمعه از ساعت ۹ تا ۱۱:۳۰ برنامه اي داره به نامه هفتشنبه.... گروه هفتايي ها... كه فرزاد حسني هم جزوشونه برنامه اي اجرا ميكنن كه اگه تو همون يك ربع اول چنان شادت ميكنه كه ديگه راديو جوان رو ول نميكنين. تهران ۸۸.۱ كرج ۹۹.۱ شهر هاي ديگه رو نمي دونم ولي تو همين حدوده.... بگردين پيدا مي كنين.

نكته ي غذايي اين پست از زبان آقاي خدادادي :

مركز ثقل بدن انسان كبد هست. شما حتي پشتماشين كه ميشينين دور زدن به سمت چپ خيلي راحته ولي به سمت راست نمي تونين به اون راحتي دور بزنين و سخت تر..... مكه اگه مشرف بشين از سمت چپ دور ميزنين. هر وقت كه شب ميخوايين بخوابين سعي كنين به طرف راست بخوابين چون مركز ثقل كبد هست و ديگر اين كه كبد به حالت آرامش هست و صفرا كه سنگين ترين غده ي بدنه فشار بهش نمي آد و ديگه اين كه كبد ما سمت چپ ديگه بعد دريچه ي پيلت سمت راسته... شما كه سمت راست خوابيدي غذا مي آد به سمت دريچه ي پيلت و به راحتي تخليه ميشه. كه اگه راست بخوابين كبد يه نيرويي مي خواد كه اينو پمپ بكنه بالا. اگه سمت چپ بخوابين غذا براحتي وارده روده و (شرمنده املاي اثنو اشر چه جوري؟) ميشه و از اون جا هم براحتي جذب ميشه.... و شماديگه خواب هاي اجق وجق نمي بينين.

خوب ديگه داره كم كم طولاني ميشه... شما هم كه اصولا حوصله اي اين قدر خوندن رو ندارين. پس تا درودي ديگر كه خدا داند كي باشد كه تازه اگر باشد بدرود.

راستی این عکس کاکتوس خودمه....اگه نظر نمی خوای بدی حداقل نگاش کن.... به ایت میگن گل.

http://i11.tinypic.com/6ta37yt.jpg

 

+ نوشته شده توسط رضا كيائي در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت 12:52 |

سلام رفقا

خوبين؟ خوشين؟ سلامتين.... روزه اين؟ آره درست نوشتم... روزه اين؟ الان يه ده دوازده روزي از ماه رمضون مي گزره..... اصلا فرقي كردين؟.... تو اين ماه چيزي دستگيرتون شد؟....

بهتر از خودم بگم....

در ماه رمضان:

دندونم كه بيش از يك ساله درد ميكنه آتش بس اعلام كرده بود.... دندونام سفيد تر بود.... سيستم گوارشي خوبه خوب بود.... كمتر گرسنه ميشدم.... وقت زياد تري داشتم.... زندگيم روون ( روان ) بود.... از همه مهمتر بعضي روزا ( شباي قدر ) حال خوشي داشتم.... خدا رو بسيار نزديك تر حس ميكردم..... عشق تو زندگيم تجلي پيدا كرده بود.... دنيا قشنگ تر شده بود... شب قدر حال خوشي داشتم....اين جمله رو بايد همين جوري بخونين... حال خوشي داشتم... تو اون شب اين جمله ناخداگاه روي زبونم بود...... و انصافا حال خوشي داشتم.... انقدر خوب بود كه دلم نمي خواست تموم بشه..... اما شد.... روز عيد نماز رو رفتم مسجد محل.... جاتون خالي حال خوشي داشتم.... يه نفر پشت بلندگو گفت... برادرا همت كنين بريم حاج آقا رو از فلان جا بياريم (احتمالا يه رسمه ) پيش خودمك گفتم... يعني چي؟ حاجي ديگه چرا داره ناز ميكنه..... خلاصه نماز شروع شد... نيت... الله اكبر....قنوت....قنوت....قنوت....قنوت....قنوت..... ركوع.... سجده........ قنوت....قنوت... قنوت.....قنوت... ركوع ... سجده.... تشهد.... سلام.

بقل دستي من خيلي باحال بود.... تو ركعت دوم قونات هاي آخرش خيلي باحال شد.... اول قنوت دستاش روبروي صورتش بود.... آخرش ميرسيد روبروي گلوش....در مجموع خوب بود.

بعد از ماه رمضان:

فرداش كه شد.... دلم گرفت.... ديگه زمين اون زمين ديروز پريروز نبود... اصلا عوض شده بود... آره عزيز دل برادر.... زمين عوض شد.... يعني يه موقعيت خوب تموم شد.... خوب استفاده كردي؟.....

الان هم دندون دردم برگشته... هم برنامه ي غضاييم ريخته بهم.... هم خيلي بيشتر گرسنه ام ميشه....هم قرآن خوندنم كمتر شده.

نكته اي در مورده ماه رمضان:

روز اول ماه پدرم بهم گفت بيا ببين تو ميتوني ماه رو ببيني؟.... گفتم كجا رو نگاه كنم.... گفت در راستاي آنتن ساختمون روبرو.... نگاه كردم ولي نبود..... چند دقيقه ي بعد نزديكاي اذان بود كه دوباره رفتم ببينم ماه رو ميبينم يا نه.... نگاه كردم باز نبود.... يكم آسمون رو نگاه كردم.... ديدم ماه يه جاي ديگه است..... اين فاصله چقدر بود!!! من مقياس شو براتون ميگم شما خودتون مقايثه كنين.... اگه پشت ميز هستين ... توري بشينين كه بتونين ديواره ي بقل سمت چپ مانتور رو ببينين... ماه بجاي بودن روي راس راست بالايي روي سمت چپي بود.... كلي فاصله است ها!!!!! توي فضا خيلي ميشه....... خوب اگه آدم عاقلي باشين چي ميگين؟ نه خداييش چي ميگين؟.... آدم عاقل ميگه.... چرا؟ اين چرا يه چراي خيلي بزرگه.... بعدش ميگه چه جوري..... بعدش ميگه مگه ممكنه..... بعدش مو به تنش راست ميشه.... بعد ميگه خدايا تو چقدر بزرگي.... تو چه قدر توانايي.... تو چقدر دانايي.... تو چقدر نزديكي......

چرا اينا رو ميگه.... چون ماه رمضان هميشه ماه رمضان است..... يه ماه از ماه هاي سال قمري..... فرايض و خوبي هاي خودش رو داره.... خدا شب قدر رو توش قرار داده..... تو شب قدر خيلي اتفاق ها مي افته...... خدا تو ماه رمضان خيلي مهربون تر ميشه.... خيلي ها رو ميبخشه..... خيلي ها رو شفا ميده.... خيلي ها رو امتحان ميكنه... خوب كه چي؟..... چه ربطي داره؟!!!! ربطش اينكه امسال ... ماه ديگه جاي سال قبليش ديده نشد. يعني زمين تو همون موقعيت فضايي قبليش نبوده..... هر سال يه جاست.... ولي خوبي هاي اين ماه ثابته.... يعني هيچ وقت كم نميشه.... نتيجه..... خدا همين جاست.... هر وقت كه بخواد ميتونه هر كاري بكنه.... شب قدر رو ما خودمون درست نكرديم... منظورم اينكه مثل نوروز نيست.... مثل شب يلدا نيست.... جنسش زميني نيست.... شب قدر كاملا به اراده ي خدا بستگي داره .... مثل همه چيز ديگه با اين فرق كه خدا داره رسما جابجاش ميكنه.... زمين هميشه روي يه مسير حركت ميكنه و هميشه بعد از 365.25 روز زميني همون جايي كه 365.25 روز زميني پيش بوده.... ولي ماه هاي قمري اين جوري نيست..... اين نظم جهان دست خداست.... خدا داره ادارش ميكنه.... همين جوري كوكش نكرده براي خودش بچرخه.... خدا مي چرخونتش.... خدا توي همه ي امور زندگي ما حضور داره.... هميشه كنار ماست.... چند ساله كه انسان به توانايي بارور سازي ابر ها رسيده.... مي تونه ابر ها رو مجبور به بارش كنه... 2 سال؟؟؟ 3 سال؟؟؟ 5 سال؟؟؟ 100 سال؟؟؟!! ولي خدا قبلا وعدشو به آدم داده..... خدا وند در سوره ي واقعه ميگه..... به آبي كه ميخوريد نگاه كرده اين؟..... آيا شما آن را از ابر جاري ميسازيد يا ما اين كار رو انجام ميدهيم.... يعني چي.... يهني هرچقدر بيشتر انسان پيشرفت كنه.... به خدا نزديك تر ميشه.... يعني هرچي علمش بالا تر بره.... خدا رو بهتر بايد ببينه..... اين تغيير ماه ها چيز كمي نيست ها؟! خيلي حرف توشه.... يكمم شما راجع به اين جهان هستي فكر كنين... آقاي مكارم حرف جالبي زد.... زمين و آب و هوا يكسان است.... چگونه اين همه درختان و گياهان متفاوت بوجود آوده.... چگونه از يك دانه ي كوچك اين درخت بزرگ پديد ميآد... هان؟.....

سرتونو درد آوردم.... اميد وارم وجدانتون رو هم بتونم درد بيارم.... تا پستهاي بعدي خدا نگهدار.

+ نوشته شده توسط رضا كيائي در سه شنبه یکم آبان 1386 و ساعت 14:42 |