تبليغاتX
varcoly1

سلام
خوبین؟ خوب خدا رو شکر.
اول از همه به سوالات جواب میدم. سعی میکنم به ترتیب باشه.
1. مطالب رو نمی تونم کمتر کنم چون ناقص میشن... تلاش میکنم جذاب ترشون کنم.
2. وقتی می خوایین نظر تندی ( یه چیزی تو مایه های انتقاد ) بدین خیلی خوبه که بگین " به نظر من .... " اما اصلا نیاز نیست از اول بگین شرمنده  یا ببخشید و ... اول حرفتو بزن اگه اشتباه بود اون موقع بهتره که بگی شرمنده ولی اگرم نگفتی احتمالا مشکلی پیش نمیآد.
3. سپیده خانوم گفته:" من در این سوالم مارو که خدا افریده خب اینکه قابل حله ولی خدا رو کی؟ نمیدونم حرف بدیه یا نه؟ برام پیداش کن! "جواب این سوال تو پست قبلیه. خداوند وجودش با بهوجود اومدنش یکیه. یعنی خدا هست. به همین سادگی. خداوند تو قرآن میگه: " لم یلد ولم یولد " یعنی= نه زاده شده و نه به دنیا میآورد. یعنی خداوند فرزند کسی نیست و فرزندی هم نخواهد داشت. یه جورایی میشه گفت از اول بوده. چون همون اول رو هم خودش آفریده. امید وارم جوابتون رو گرفته باشین.
4. آره انتقاد رو میشنوم دوس دارم ازم انتقاد کنن چون وقتی یکی از شما انتقاد میکنه حداقلش اینکه براتون ارزش قائل شده. یعنی شما و کارتون ( حرفتون ) براش مهمه. یعنی مطلبتون رو خونده. من انتقاد ها رو می شنوم و در صورته منطقی بودن میپذیرم. نیاز هم باشه عذر خواهی میکنم. پس اگر مشکلی حس میکنین لطفا بگین. به قول هانیه خانوم ما هممون میتونیم اینا رو ( شاید بهتر بود اگه می گفتین این مطالب رو ) تو کتاب دین و زندگی مون بخونیم. درسته میتونیم ولی منم ترجیح میدم این جا بیارم شون و رو همونا ( به عنوان منبع ) مانور بدم. نظرم رو کنارش بگم.
اما تقسیم بندی، خوب من دوس ندارم یه هفته یه چیز بگم یه هفته ی دیگه اصلا فراموشش کنم. مثلا یه هفته عاشقانه .... هفته ی بعد علمی ..... هفته ی بعد عارفانه ..... نه بهنظر من این جوری کم اهمیتیمو نسبت به مطالب رسوندم.... همون مشکل هدف پیش میآد. نه این روش من نیست. باشه؟ خوبه.
نیازمندی در بقا
نیازمندی موجودات به خداوند، فقط به مرحله ی به وجود آمدن و پدیدار شدن اختصاص ندارد، بلکه آنها در تمام مراحل هستی و زندگی بدو نیازمندند. چرا؟ برای اینکه رابطه ی خداوند با مخلوقات، شبیه رابطه ی دهنده ی یک شئ به دیگری نیست. بیشتر شبیه منبع نور با پرتو های آن یا شبیه دریا با امواج است.
توضیح اینکه: وقتی کسی آبی به دوستش می دهد، ان دوست وجود دارد و در موجود بودن نیازمند به آن کس ندارد. لیوان اب را از او می گیرد و آب را می نوشد. اما نور یک لامپ، وجود خود را از منبع نور میگیرد . هر وقت منبع نور قطع شود، دیگر نوری پخش نمی کند. همچنین اگر دریای نباشد، موجی هم بر نخواهد خاست. ( توجه داشته باشیم که این مثال ها برای نزدیک کردن حقیقت به ذهن هستند والا گویای تمام حقیقت نیستند.
از آن جا كه وجود موجودات به خداوند وابسته است، همين كه اراده كند، موجودات خلق مي شوند و چون اراده كند، آن ها هستي خود را از دست مي دهند و ديگر نيستند.
به همين جهت در قرآن كريم، خداوند «غني» خوانده شده است و ساير موجودات «فقير»؛ و اين صفات هيچ گاه تغيير نمي كنند. هر چه انسان در كسب كمالات پيش رود، نسبت به ديگران غني تر و كامل تر مي شود؛ اما نسبت به خداوند هم چنان فقير است. زيرا خود و همه ي كمالاتش از خداست. به همين جهت، انسان ها هر قدر كه به معني حقيقي كامل تر مي شوند، فقر و نيازمندي خود به خداوند را بهتر درك مي كنند و بندگي و عبوديتشان در پيشگاه خداوند قوي تر و بيشتر مي شود
پس نيازمندي وجودي همه ي مخلوقات به خداوند، شامل دو مرحله مي شود:
1- نيازمندي در مرحله ي پيدايش
2- نيازمندي در مرحله ي بقا

خلاصه:

کل این پست می خواد اینو بگه که ۱. اگه خدا اراده کنه نابودی ۲. تو تا ابد ( تا اِند دنیا ) به خدا نیاز داری. نمی تونی بگی خدا منو آفریده و حالا دیگه من بهش نیاز ندارم. ۳. خدا اِند علم، اِند کمال، اِند معرفت، اِند هر چیزی که به مغزت میرسه هست. ( حتی اِند حیله گری و غافل گیری.... و هو خیرٌ ماکرین ). 

دفعه ی بعد راجع به معنا و مراتب توحید می نویسم.

+ نوشته شده توسط رضا كيائي در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت 21:5 |

سلام

خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ روبه راهین؟ چطورین؟ چه خبر؟ چی؟ آها سلامتی رهبر. خوب خدا رو شکر

نتیجه ی نظر خواهی پست قبلی چنین شد. ۱ نفر مطلب عاشقانه ۲ نفر در باره ی ازدواج 6 نفر خودشناسی و کسب اعتماد به نفس و ۱+7 نفر خدا شناسی. ( اون ۱+ش خودم بودم) پس با توجه به نظر جمع درباره ی خداشناسی می نویسم. اول از همه بهتره چند تا چیزو صریح بگم. ( یا بخوام )

۱. هر جا سوالی پیش اومد بپرسین. سولات شما علم شماست. وقتی من بدونم شما رو چه مسئله ای تردید دارین مطمئن باشین برای رفع ابهام تلاش می کنم. پس بدون رو دربایسی بپرسین.

۲. هر جور نظری دارین بگین تا من و بقیه استفاده کنیم. اگر کمبودی می بینین کاملش کنین. ما باهم می خوایم خدا رو بشناسیم. باشه؟

۳. اگه دیدمون غلط بود یا فهمیدیم اشتباه کردیم اصلاحش کنیم و بگیم معذرت می خوایم.

حق پذیری اصل اوله. اگر سخن حقی بیان شد باید بپزیریم حتی اگر باعث شرمندگی مون بشه.... حتی اگه موقعیتمون به خطر بیوفته.... چرا چون، حرف راست جواب نداره. خداوند در آيه ي 22 سوره ي انفعال ميگه:" بدترين جانوران نزد خدا كساني هستند كه از شنيدن و گفتن حرف حق كر و لالند و اصلا تعقل نمي كنند."

از پایه شرع میکنم.... و با قرآن. سوره ي فاطر آيه هاي 15 تا 17، فقط پيامش رو ميگم. 1- همه ي مخلوقات، از جمله انسان در وجود خود نيازمند خدا هستند. 2- او تنها وجودي است كه بي نياز است و در هستي خود به ديگري نيازمند نيست. 3- چون وجود انسان و ساير مخلوفات وابسته به خداست، اگر اراده كند مي تواند هستي ما را بگيرد و مخلوقات ديگري به جاي ما بياورد. 4- چون وجود خداوند وابسته به چيزي نيست، كسي نمي تواند وجود او را بگيرد و نابودش كند.  

استدلال قرآن هم درباره ي نياز مندي يه جهان به خدا قشنگه. خوندنش 1 دقيقه طول ميكشه ولي فهميدنش شايد يه عمر.

 1. هرگاه به خود نظر مي كنيم، خود را پديده هايي مي يابيم كه نبوده ايم و پديد آمده ايم و در پديد آمدن خود به هزاران موجود پيرامون خود وابسته بوده ايم. به تعبير ديگر وجود و هستي ما از ذات ما سرچشمه نمي گيرد . اشياي پيرامون ما نيز اين گونه اند. حيوانات، گياهان، سنگ ها، فلزات، زمين، ستاره ها و كهكشان ها پديده هايي هستند كه نبوده اند و سپس پديد امده اند و در پديد آمدن و به وجود آمدن، به عوامل متعدد ديگري وابسته اند. هيچ چيچ يك از اين پديده ها را نمي توان يافت كه (به خود) متكي و از غير خود بي نياز باشند. در عين حال كه ذات ما و اشيلي موجود در عالم مساوي با موجود بودن نيست و ممكن بود نباشيم، اين واقعيت را نمي توانيم انكار كنيم كه اكنون هستيم.  

2. هر چيزي كه وجودش از خودش نباشد، براي موجود بودن نيازمند به ديگري است؛ همان طور كه اگر چيزي خودش شيرين نباشد براي شيرين شدن نيازمند به چيزي ديگر است.                                      ذات نايافته از هستي بخش     كي تواند كه شود هستي بخش                                                     يك چيز، فقط در صورتي براي موجود بودن به ديگري نيازمند نيست كه ذات و حقيقتش مساوي با موجود بودن باشد، كه در آن صورت، چنين چيزي ديگر پديده نيست و خودش همواره هست.

نتيجه: با توجه به اين دو مقدمه، در مي يابيم كه ما و مجموعه ي پديده هاي جهان، در پديد آمدن و هستي يافتن نيازمنديم. آن ديگري كه به ما هستي بخشيده كه خودش مستقل و قائم به خود بوده و هستي از او جدا نمي شود. اين وجود برتر و متعالي خدا است. او پديدآورنده و آفريدگار همه ي موجودات است و نمي توان او را پديده اي هم چون ساير پديده ها به حساب آورد.

این مطالب از كتاب دين و زندگي يه پيش دانشگاهيه و من که هساب كردم ديدم 40 تا پست خوب از توش در ميآد. به نظر شما مفيد است؟ من خودم وقتي اين كتاب رو خوندم ( بخش اولش كه مربوط به ترم اول مي شه. ) حالم دگر گون شد. خيلي از خدا خجالت كشيدم. خيلي چيزا برام روشن شد. تا هفته ي بعد بدرود

+ نوشته شده توسط رضا كيائي در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 21:34 |
سلام

خوبين؟ خوشين؟ سلامتين؟ روبه راهين؟ شادين؟ خندونين؟ گريونين؟ پريشونين؟ چاقين؟ لاغرين؟ بلندين؟ كوتاهين؟ سبزين؟ سفيدين؟ سياهين؟ جوننين؟ پيرين؟ كامندين؟ آزادين؟ اسيرين؟ گرفتارين؟ مريضين؟ دكترين؟ راننده اين؟ خواننده اين؟ گوينده اين؟ خلاصه چه طورين؟

اميدوارم حالت خوب باشه..... منم اي خوبم.... خووووووووووووووب....  آزاد.... رها.... بي قيد از درس .... در بي خبري... يعني خوش خبري.... از همين چيزا ديگه.... بگذريم... از ديد خودم يكم از معيارام و اهدافم دور شدم.... يا شايد بهتر بگم ... الان تكميل تر شدن و ميخوام يه جورايي جهت بگيرم..... موافقين؟

چند تا موضوع پيشنهاد ميكنم .... ببينين كدومش بهتره... البته من بر حسب علاقه ي خودم شملره ميزنم.

۱. خدا شناسي .... نمي گم اسلام شناسي چون ممكنه پيش زمينه ايجاد بشه ولي در اصل همونه.

۲. دوست يابي و همسر يابي و ازدواج .... از ديد خودم براي جوناي ما خيلي نيازه.

۳. خود شناسي و كسب اعتماد بنفس .... مخصوصا براي شغل و برخورد در اجتماع.

۴. تغذيه .... مفيده ولي زياد جذاب نيست.... بستگي به علاقتون داره.

۵. هر چي شما دوست دارين .... البته بايد به اكثريت برسه

خوب .... من گفتم .... ببينم شما چي ميگين؟ ..... دوست دارم اين وقتي كه من و شما ميذاريم و وبلاگ مينويسيم و وبلاگ مي خونيم مفيد باشه... دوستدارم وقتي از وبلاگ من ميرين يچيزي تو وجودتون تغيير كرده باشه يا تكميل شده باشه يا حتي اضافه شده باشه.... شايد هم من كامل بشم ... دوست دارم به يه جايي برسيم... پس اگه دوس دارين ... بگيد كه ماهم شروع كنيم.... حتما موضوغ رو بگين هآ... بدرود

+ نوشته شده توسط رضا كيائي در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 20:31 |
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

خوبيييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييين؟ منم خوبببببببببببببببببببببببببببببم......

آخيش...... راحت شدم....... تموم شد.......... ديگه تموم شد....رفت پي كارش...... ديگه اصلا دلم نمي خواد بهش فكر كنم......... بي خيال بابا.... يا آره يا .... يا.... آره......بگذريم.... خيلي دلم براتون تنگ شده بود....براي همتون.... خوب بذار ببينم كجاشيم.... آها... احتمال اصلا احتمال چيه؟... يعني چي كه ميگن... ۵۰٪ احتمال داره فلان بشه.... اين ۵۰٪ چيه؟ اگه قراره بشه كه خوب ميشه.... قرار باشه نشه همكه نمي شه ديگه.... احتمال رخ دادن يك پديده يعني شرايطي بوجود بياد كه يك پديده رخ بده.. مثلا احتمال برد تو بازي يه فوتبال به يك سري شرايط بستگي داره... اگر در يك احتمال شرايط براي رخدادن و رخ ندادن برابر باشه... احتمال وقوع ميشه ۵۰٪. اما اگه شرايط برابر نباشه ديگه فرق ميكنه....

مثلا وقتي شما يك كيسه دارين با ۱۰ توپ سفيد و ۹۰ تا توپ آبي ... احتمال اين كه توپي رو كه چشم بسته از توش در ميآرين سفيد باشه ۱۰٪.... حالا من مي خوام مستقيم و محكم بگم كه چيزايي كه تو اين جهان احتمال وقوعشون ۱۰۰٪ باشه خيلي كم هستن.... تنها چيزايي كه خدا گفته اتفاق ميافته احتمالشون ۱۰۰٪.... نه چيزاي ديگه... مثلا يك سيب رو در نظر بگيرين.... اگه بندازينش بالا احتمال اين كه بياد پايين زياده ولي هيچ وقت ۱۰۰ نيست. ( ديگه درصدش رو نمي نويسم )ممكنه يه شهاب سنگ بخوره بهش... ممكنه يهو باد بزنه ببرتش بالا... و هزار تا چيز ديگه... كه در مجموع اون قدر كم هستن كه ما ميگيم در حد صفر كه پايين نياد ... اما اصل اون چيزي مهميخوام بگم شايد شما رو به فكر ببره...

مرگ

كي قراره شما... نه نمي گم شما.... اصلا خودم ... كي قراره من بارو بنديل و جم كنم و برم اون ور ابرا.... كي ميدونه؟.... مي خوام بگم احتمال اين كه من بتونم حتي دكمه ي بعد رو فشار بدم ۱۰۰ نيست... حتي ۹۰ هم نيست... كمتر از ۸۵ يا تو همين مايه هاست.... احتمال اين كه شما اونقدر زنده باشين تا بتونين نظرتون رو بدين هم ۹۰ نيست... شايد بشه گفت كمتر از ۸۰ .... البته وقتي از خونه ميرين بيرون ان احتمال نصف ميشه... از رفتن زيز ماشين بگر تا افتادن يه شهاب سنگ يا حتي يه بويينگ ۷۴۷... نميشه گفت شما حتما سالم بر ميگردين... خلاصه كه بايد كاري كنين كه اين احتمال برابالا يعني خودتون رو در برابر هرگونه خطر احتمالي مصون ( يا مسون ) كنين... چه جوري؟..... كي ميدونه.... بايد برين سراق خودش.. همونی که این جهان رو اداره میکنه.... خیلی دوسش دارم چون منو بیشتر از مادرم دوس داره.... چون بهم این فرصت رو داده که تلاش کنم بشناسمش... تو اين جهان به نظر شما در هر ساعت چند جور پديدهرخ ميده.. چند نفر حركت ميكنن و يا چنتا تصادف اتفاق ميافته.... بهنظر شما چند تاش اتفاقي يه؟... يكي گفت هيچكودومش اتفاقي نيست... شما موافقين؟...... آيا هر رخ دادي كه به وقوع مي پيونده.... بايد در هون ساعت و همون جا رخ بده... بله. درسته. هيچ كدومش اتفاقي نيست.. در اصل ( به اعتقاد من ) هيچ چيز دردنيا اتفاقي رخ نمي ده... اصلا چيز اتفاقي نداريم... فقط اين به شما بستگي داره كه چه جوري به دنيا نگاه كنين.... امیدوارم کمی بیشتر در دنیا تامل کنین... اگه شما بخواین مطمئن باشین ۱۰۰ها در به روتون باز میشه .... خوب دیگه بسه... فعلا خدانگهدار

البته یه کاری هم داشتم... درباره ی یه وبلاگی یه... حالا میگم ببینم چه جوری برداشت میکنین...

گربه و گنجیشک دوتا شخصیت هستن که یه وبلاگ مشترک دارن... من با کل اعقایدشون ( البته اگه چیزی باشه ) مشکل دارم... شاید سخت باشه ولی لطفا برین اونجا و ۵ تا پست آخرشون رو بخونین.... آره میدونم سخته ولی اول برین بعد بگین سخته.. اگه رفتین حتما بهم بگینآ... امیدوارم نظرتون رو صادقانه بهم یا خودشون بگین www.booser.blogfa.com ....تا پت بعدی که راجع به...................... نمی دونم چی بگم... شما نظر بدین منم روشون فکر میکنم.راستی تا یادم نرفته یه عکس هم براتون میزارم...تا پست بعد.........یا حق.  اینم لینکش http://i9.tinypic.com/67iva7t.jpg

+ نوشته شده توسط رضا كيائي در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت 12:26 |